تبليغاتX
به نام او که بزرگ داستان آفرین بی همتاست
جمعه بیست و هفتم مهر 1386 8:41

 

 

ايران  =  تاريخ

 

 

مطلبي كه هر ايراني بايد بداند

 

 

ديشب داشتم منشور حقوق بشر كوروش كبير و وصيت نامه داريوش هخامنشي رو كه دوست خوبم از كرمانشاه برام فرستاده بود رو مي خوندم. يه چيزي بيشتر از 2500 سال از اون زمان ها مي گذره و ما الان به لطف اهورامزدا، ايرانيِ مسلملن هستيم. علت اين حرف هاي من توهين يه عده آدم هاي معلوم الحال و بي هويت و بي ارزشه كه با سوء استفاده از ابزار و امكانات و با تحريف تاريخ به كثيف ترين شكل در قالب فيلم بي هويت((300)) قصد داشتن تمدن بزرگ ايران زمين و قوم پاك و برتر آريايي رو زير سوال ببرن اما زهي خيال باطل!! چون اين تمدن گرانبها كه ميراث نياكان پر افتخار ماست چنان در عمق تاريخ ريشه دوانده كه به هيچ وجه قابل انكار نيست. اين بحث مفصل است و مجال من براي دفاع از حقانيت تاريخ سرزمين مادري ام در اينجا كم؛ بنابراين تنها به توضيح كوتاهي در اين زمينه مي پردازم.

براي من به عنوان يك ايراني كه خون پاك و شريف آريا در رگهايم جريان دارد همين افتخار بس است كه كلام شاعري از كشورم رو بر سر در سازمان ملل ببينم و همان شعر به هفتاد زبان زنده دنيا ترجمه شود و در فضاي لايتناهي منتشر شود تا اگر در جايي از اين فضا موجود زنده اي هست، پيام دوستي زمينيان را از فرهنگ يك ايراني بشنود. اين افتخار من را بس كه براي اولين بار در جهان حقوق بشر در ايران توسط كوروش كبير به اجرا در آمد و منشور حقوق بشر كوروش كبير بيش از 2500 سال پيش به شكلي كامل تر و جامع تر از منشور حقوق بشر سازمان ملل امروزي وجود داشته و از نويسنده اش در كتاب آسماني ما مسلمانان يعني قرآن به عنوان ((ذوالقرنين)) نام برده شده.

براي من همين افتخار بس است كه تنها كشوري كه در جهان هيچ گاه بت پرست نبوده و هميشه اعتقاد داشته كه خداوند يكتا است و هيچ شريكي ندارد فقط ايران بوده است.

براي من همين بس است كه اولين سازمان  حمايت از محيط زيست و جانداران در جهان توسط خشايار بزرگ و در ايران برپا شده است. و هنگامي كه اروپاييان در نجاسات دست و پا ميزدند اين ايرانيان بودند كه اولين راهها و لوله هاي فاضلاب را ساختند و كار گذاشتند. در آن روزگاري كه ايران و ايراني سرآمده همه علوم و فنون و اخلاق بود، همين اروپايي ها و آمريكايي هاي بي ريشه كه هنوز كشف نشده بودند در لجن زار اعتقادات موهوم خود دست و پا مي زدند. همين تقويم آريايي با ريشه بيش از هفت هزار سال نشان دهنده گردش زمين به دور خورشيد است(اما حيف همون موقعه ثبتش نكرديم). اين همان موضوعي است كه اروپا در حدود 300 سال پيش دانشمندي مانند گاليله را به خاطر مطرح كردن اين واقعيت علمي محكوم به اعدام اون هم از نوع سوزانده شدن كرده بود. نشانه هاي برتري ايراني و قوم پاك آريايي بر ساير ملل كره زمين حتي يونانيان كه در شرايط حال خود را مهد تمدن مي دانند(دليلش رو به علت كمبود جا در شماره بعد بيان ميكنم) بسيار بيشتر از اطلاعات ناچيز من است. پس بي سوادي تاريخي من رو به بزرگواري خودتون ببخشيد و آنرا به پاي كم تمدني ايران نگذاريد و بلكه آن رو به پاي گروني بيش از حد كتاب و فقر كتاب خواني ايراني ها حساب كنيد. اين قبيل اقدامات ضد ايراني نشأت گرفته از احساس حقارتي است كه ديگران در برابر فرهنگ، تمدن و ريشه تاريخي ما احساس مي كنند و اين رفتارها از اين آدم هاي حقير چندان جاي تعجب ندارد و اين اروپاييان و آمريكايي ها هستند كه ميخواهند با ساختن شخصيت هاي فكاهي مانند:( مرد عنكبوتي، سوپرمن، بت من، چهار شگفت انگيز و....) براي خود تاريخ و اَبَر مرداني را درست كنند ولي آنها فراموش كرده اند كه هرگز پرواز بت من به گرد تير آرش كماندار كه در راه حفظ مرزهاي كشور خود جان داد نميرسد. فراموش كرده اند كه هرگز سوپرمن با آن قدرتش نميتواد جلوي رستم دستان را بعد از نيايش با پروردگار يكتا بگيرد فراموش كرده اند كه هرگز مرلين با آن جادوي خود نميتوانست چيزي مانند جام جهان بين ايرانيان كه از طرف يزدان پاك به آنها هديه شده بود داشته باشند، حتي فيلم هاي هندي هم با نشان دادن اين همه معرفت و جوان مردي نميتوانند در مقابل جوان مردي سياوش قد الم كنند و البته افراد ديگري در تاريخ ما هستند كه هنوز هيچ همتايي را براي آنان نتوانسته اند بياورند. ولي حالا بهترِ ما، به اطراف خود نگاه كنيم و ببينيم كه ديگه بچه هاي ما كسي رو به اسم رستم يا آرش يا اسفنديار يا ... نميشناسن ولي بجاي اينا تا دلتون بخواد داستانها و زندگي نامه تمام شخصيت هاي تخيلي آمريكايي رو از بَر هستن؛ تك تكشون دوست دارن نيرويي مثل سوپرمن و يا مردعنكبوتي داشته باشن. كسي هم نيست كه بهشون بگه اگه رستم قدرت داشت بخاطر ايماش به خداوند بود و اين قدرت رو فقط در راه رضاي خداوند و دفاع از كشورش استفاده كرد نه براي ظلم و زور گويي.

البته ما در اين قرن هم رستم ها و سياوش هاي زيادي داشتيم كه در حين دفاع از كشور در مظلوميت كامل شهيد شدند و راهي رو كه نياكان ما رفتند ادامه دادند و هرگز نگذاشتند حتي يك وجب از خاك پاك ايران به دست دشمن بيفتد؛ درسته منظور من همين هشت سال دفاع مقدس بود.  ما در اين جنگ فهميديم هنوز آرش هايي هستند كه حاضرند براي حفظ مرزهاي ميهن عزيزمان جان خود را با افتخار فدا كنند و رستم هاي بودند كه با فرمان رهبر عزيزمان راهي ميدان نبرد شدند تا با گرز اعتقادات خود بر سر استكبار جهاني بزنند و حالا كه جنگ تمام شده و تمام اين عزيزان شهيد شده اند و به تاريخ پيوسته اند، نبايد بگزاريم كه نام پاكشان مانند نام نياكان بزرگ و پرافتخارمان پاك شود و نبايد بگذاريم كسي براي آنها همتايي به وجود آورد، بلكه بايد سعي كنيم نياكانمان را نيز به ياد بياوريم.

پس سعي كنيم تاريخ را به ياد بياوريم تا به ايراني بودن خود افتخار كنيم و از اينكه خون پاك اين افراد و خون پاك آريايها در رگهاي ما جريان دارد احساس غرور كنيم.

((مهم آن است كه من و تو و ما و شما مي دانيم، كه هستيم و چه پيشينه و تمدني را همراه خود داريم))

اينجا جاشه كه ما هم از خودمون بپرسيم:

(( آيا ما هم ميتوانيم روزي مانند رستم، آرش، سياوش، كاوه آهنگر، زال، اسفنديار و ديگر بزرگان، مخصوصاً در علم؛ باشيم و براي دفاع از مرز و بوم وطن عزيزمون با افتخار جانمان  رو فدا كنيم ؟))

 

 

نوشته شده توسط لرد ولدمورت | موضوع: | لینک ثابت |