تبليغاتX
به نام او که بزرگ داستان آفرین بی همتاست
وصل کردن سیستم ها به یکدیگر چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 10:58

وصل کردن دو کامپیوتر(به طورشبکه):

 

با آمدن رايانه هاي جديد افراد بسياري تمايل به خريد آنها پيدا مي کنند پس از خريد يک

 

رايانه جديد و سريعتر مدل قديمي رايانه در گوشه اي انداخته ميشود .بعضي از اشخاص از

 

رايانه هاي لپ تاپ استفاده مي کنند و مي خواهند آن را با رايانه شخصي شبکه کنند . وصل

 

کردن دو رايانه به هم از ساده ترين مباحث شبکه به حساب مي آيد . پس از ساخت شبکه

 

علاوه بر امکان انتقال اطلاعات از اين طريق شما مي توانيد از يک امکان لذت بخش ديگر

 

نيز استفاده کنيد .با شبکه شدن دو رايانه شما مي توانيد بازيهاي مختلفي را تحت شبکه خانگي

 

خودتان بازي کنيد و از آن لذت ببريد . براي شبکه کردن دو رايانه شما احتياج به سخت

 

افزار شبکه روي هر دو سيستم و به مقدار لازم کابل شبکه داريد. بساري از مادربورد هاي

 

جديد خودشان داراي پورت شبکه هستند .اما اگر مادربورد شما داراي سخت افزار شبکه

 

نيست بايد کارت شبکه را براي هر دو سيستم تهيه کنيد انواع معمولي کارت هاي شبکه قيمت

 

هاي بسيار مناسبي دارندو در تمام فروشگاهها نيز پيدا مي شوند .به جز کارت شبکه شما بايد

 

به اندازه فاصله دو رايانه کابل شبکه خريداري کنيد در موقع خريد اري کابل شبکه بايد حتما

 

به فروشنده گوشزد کنيد که کابل را براي اتصال تنها دو رايانه مي خواهيد. اين مساله باعث

 

مي شود که فروشنده براي نصب فيشهاي دو سر کابل رشته هاي آن را به نحو خاصي که

 

مخصوص اتصال دو رايانه است دو رايانه است مرتب کند . حتما مي دانيد براي شبکه کردن

 

بيش از دو رايانه احتياج به سخت افزارهاي ديگري مثل سيستم ارتباط مرکزي يا هاب HUB

 

نياز مي باشد .نحوه چيده شدن رشته هاي کابل شبکه براي اتصال به HAB و شبکه کردن

 

بيش از دو رايانه متفاوت مي باشد. پس از خريد اين وسايل حالا بايد شما کارتهاي شبکه را

 

روي سيستم ها نصب کنيد اين کارتها معمولا با استفاده از درايورهاي خودشان به راحتي

 

نصب مي شوند بعد از نصب کارت هاي شبکه در قسمت Network Connections ويندوز

 

شما گزينه اي با عنوان Local Area Connections اضافه مي شود حالا کابل را به کارت

 

هاي شبکه دو رايانه وصل کنيد و هر دو رايانه را تحت ويندوز XP روشن نماييد .در اين

 

مرحله براي درست کردن شبکه روي گزينه MY Computer هر دو رايانه کليک راست

 

کرده و گزينه Properties را انتخاب نماييد .حالا به قسمت Computer Name برويد هر دو

 

رايانه بايد داراي Workgroup يکساني باشند .براي يکسان کردن آنها روي گزينه Change

 

کليک کرده و سپس اسمي را براي Workgroup هر دو رايانه وارد نماييد.حتما دقت نماييد که

 

Computer Name هاي هر دو رايانه بايد متفاوت باشد . حالا روي هر دو رايانه به قسمت

 

Network Connections برويد و روي Local Area Connections کليک کنيد و Properties

 

را انتخاب کنيد و در پنجره باز شده دنبال خطي با عنوان Protocol TCP/internet بگرديد

 

اين خط را انتخاب نموده و روي گزينه Properties کليک نماييد معمولاگزينه Obtain

 

Automatically an ip Address به عنوان پيش فرض انتخاب شده است .شما گزينه Use The

 

Following ip Address را انتخاب کنيد ، در قسمت ip Address يکي از رايانه IP را

 

192.168.0.1 و در رايانه ديگر 192.168.0.2 وارد نموده ، در قسمت Subnet Mask

 

هر دو رايانه اين مقدار را وارد نماييد : 255.255.255.0 حالا ديگر کار شبکه شدن

 

رايانه ها تمام شده است هر دو رايانه را براي اطمينان مجددا راه اندازي کنيد . به ياد داشته

 

باشيد که درايو ها و پوشه هايي را که مي خواهيد در هر رايانه روي شبکه قرار بگيرد را

 

بايد Share کنيد براي اين کار : روي درايو ها و پوشه ها کليک راست کرده و گزينه

 

Properties را انتخاب کنيد در قسمت Sharing اين پنجره شما بايد گزينه share this folder

 

را انتخاب کنيد.


اگه از این مطلبا دوست دارین تو نظرات بگین بازم می گذارم

 

 

نوشته شده توسط لرد ولدمورت | موضوع: | لینک ثابت |
پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385 16:11

 اینو گذاشتم تا با مطلب پایین جور در بیاد راستی در مورد این یکی نظر یادتون نره  

 

غرورت را بخاطر دل کسی که دوستش داری بشکن ولی هیچ وقت دل کسی را که دوستش داری به خاطر غرورت نشکن

 

وای ..... يعنی چه نظری می خواين بدين؟

 

نوشته شده توسط لرد ولدمورت | موضوع: | لینک ثابت |
بنیامین پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385 16:6

بچه ها این مطلب واقعا منو منقلب کرد شمام بخونین و به سوز صدای بنیامین بیشتر توجه کنید

می دونید همین بنیامین الان دو سال هست که همسرش پریا رو که فقط تونست ۶ ماه باهاش زندگی کنه رو تو یه تصادف از دست داده؟؟؟؟اون می گه من بیشتر آهنگام رو برای اون خوندم.ختی یکیشو خودش نوشته.وقتی شعراشو می خوند تو استدیو ضبط داشت گریه می کرد.یه جوری که انگار آدم فکر می کنه مادرش رو از دست داده.

وقتی ارش پرسیدن تو که ۶ ماه باهاش زندگی کردی پس چرا اینقدر گریه براش میکنی؟؟؟گفت:اون تنها کسی بود که تو زندگی به من اعتماد کرد.

پرسیدن:مگه هیچ کس به تو اعتماد نکرده؟؟؟

گفت:نه!!!

پرسیدن:نه پدر... نه مادر...

گفت:مادرم هنگام تولد من درگذشت.و پدرم هم همیشه مرگ مادرم را به به رخ من میکشید و می گفت تو باعث مرگ او شدی.

اون دیگه حرفی نزد.شاید حدفی نداشت.به هرحال بلند شد و رفت.

حالا می فهمم که چرا صداش اینقدر قشنگه.چون با دلی سوخته و از ته دل میخونه.

اینم اون آهنگایی که گفته برای پریا همون همسرش خونده.من توصیه میکنم حتماَدانلود کنید و خوب به صدا و تنش گوش بدید.کاملاَمیشه فهمید که داره گریه میکنه...!

03_Khatereha

05_Yadam Miad (اینو حتماَ گوش کنید)

06_Bi Etena

07_Man Emshab Mimiram

 

 

نوشته شده توسط لرد ولدمورت | موضوع: | لینک ثابت |
این عکسم برای سارا(صمد بوقی)همون تور که گفته بودم دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385 16:2

www.mvna.blogfa.com

 

سارا خانوم خوبه آتیشت خوابید اگه خواستی بازم دارم(از هرکی که بخوای)

نوشته شده توسط لرد ولدمورت | موضوع: | لینک ثابت |
یه فلش عالی برای اونای که هنوز نمیدونن چرا عاشقا دیوونه میشن. دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385 15:9
اونایی که می خوان بدونن چرا بعضی وقتا عاشقا دیوونه میشن یا خودکشی میکنن حتما اینجارو کلیک کنن حتی اگه نمی خوای بدونی بازم کلیک کن خیلی با حاله پس کلیک کن (حتی شما دوست عزیز)
نوشته شده توسط لرد ولدمورت | موضوع: | لینک ثابت |
چندتا عکس از سینمای هالیوود دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385 15:1
بچه ها اینجارو سینما گرای هالیوود چقدر با مهارتن باور نمی کنین نگاه کنین.

www.mvna.blogfa.com

جون شما خبر نداشتم اون قدیما اینجور امکاناتی بوده شما می دونستید؟

نوشته شده توسط لرد ولدمورت | موضوع: | لینک ثابت |
برگشتم شنبه بیستم خرداد 1385 14:41

سلام سلام سلام سلام.......................................به همه سلام

اومدم واسه هميشه ديگم نمي‌خوام برم به جون...راست ميگم.نه بابا امتحانا تموم نشده تاقت من تموم شده ديگه نميتونم از شما عزيزاني كه اينهمه به من لطف داشتيد دور بمونم گور باباي هچي درسه.ناراحت نشديد كه من فوش دادم راستش دلم از اين امتحانا خيلي پور بخاطر همين نتونستم جلوي خودمو بگيرم.شما كه محرم رازيد نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من به قولم عمل كردم همبشه نظراي شمارو مي‌خوندم و خيلي انرژي گرفتم به خاطر همين با دست پر برگشتم مي‌خوام كارايو كه ازم خواسته بودين انجام بدم همون به خواننده نزديك‌تر كردن وبلاگ.همه چيز گذاشتم البته اول نظراي شما عزيزان را جواب دادم بسه ديگه بهتره بقيشو خودتون ببينين

راستي يادم رفت جواب نظر خواهي اين بودكه من بهتره وبلاگمو عاشقانه كنم.(خدايش خسته نشديد.اينهمه وبلاگ عاشقانه هست بابا يزره تنوع خوبه‌ها)باشد عاشقانشم كردم مي‌تونيد پايينو ببينيد..

 

قربون همتون

نوشته شده توسط لرد ولدمورت | موضوع: | لینک ثابت |
سلامی دوباره شنبه بیستم خرداد 1385 14:40

با سلامي دوباره به تمامي دوستان عزيز خودم.

خيلي دلم براي شما تنگ شده بود خواستم به قولم عمل كنم و به نظرات شما عزيزان يه جواب كوتاهي بدم،اما نمي‌دانم چگونه لطف همه شما را جبران كنم.

اگه به تاريخ ثبت يه نگاه بندازين ميفهميد كه من درست وسط امتحانها دارم براي شما مي نويسم.اينم براي اينه كه واقعا شما با نظراتتون به من انرژي مي دين

من از همتون متشكرم به اندازه اي كه نمي توانيد حتي باور كنيد.

من شخصا از همه خيلي خيلي خيلي....متشكرم.

راستي بازگشت سركار خانوم آزرو قربان پور،دوست عزيزم را كه به علت

بعضي از مشكلات چند وقتي از ارتباط با ما دور بود و ما از داستانهاي

قشنگ ايشون چند وقتي بي‌نسيب بوديم.را به تمامي هواداران هري پاتر و دوستداران ايشان تبريك مي گوييم و براي اينشان آرزوي موفقيت در تمامي كارهايشان را داريم.من شخصا دوست دارم كه ايشان را در آينده به عنوان يك نويسنده موفق بشناسم و از دوستي با ايشان همچون حالا خرسند باشم

و به اين دوستي افتخار كنم.(عجب گنده،گنده،حرف زدم اين حرفها را چه

به ما فقير فقرا...)

از تمامي دوستاي كه فعلا به نظراتشون جواب داده نشده پوزش مي‌خوام.

(بعدا)

بهتره كه بريم سر نظرات شما دوستان عزيزم.(نظرات طبق تاريخ دسته

بندي شده‌اند

 

يکشنبه 10 ارديبهشت1385 ساعت: 17:50

توسط:فرهاد

 

سلام منو شناختي؟ من هموني هستم كه جمعه تو مكتب با هم آشنا شديم.
منتظر داستان‌هاي حسن كچلت هستم. با آرزوي موفقيت.
راستي شوخي كردم، دو سه تا از داستانهاتو قبلا خوندم.خودت بهم دادي. خيلي قشنگ بودن.
با آرزوي داستانهايي مثل و زيباتر از قبل.
دوست خوبت فرهاد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 بله كه شما رو شناختم كيه كه حسن كچلو نشناسه،و از اينكه به وبلاگ من سر زدي متشكرم.

 همزاد

 

 _______________________________________________________

 

چهارشنبه 13 ارديبهشت1385 ساعت: 6:40

 توسط:مدیریت Spiderblog

 

عالیه دوست من...!

خيلي متشكر.

________________________________________________________

 

جمعه 15 ارديبهشت1385 ساعت: 16:42

توسط:فرهاد

 

سلام دوست من. میبینم که فعلا داستانتو تموم نکردی.
اگه وقت کردی یه سری به وبلاگ جدید من بزن.
www.azazel.mihanblog.com

من به وبلاگ شما سر زدم عالي بود ولي حيف كه حذ‌فش كردي

 

_______________________________________________________________

 

شنبه 16 ارديبهشت1385 ساعت: 18:33

 توسط:سميرا

 

سلام حالت چطوره؟
داستانتو خوندم خيلي قشنگ بود راستي اين مجموعه است ديگه پس من منتظر بقيه داستانهاي قشنگت هستم هر هفته سر مي زنم قربانت خداحافظ!!!!!!!

خيلي ممنون.كه هميشه به ما سر ميزنيد،درست حدث زديد اين يه مجموعه است.

 

_______________________________________________________________

 

جمعه 22 ارديبهشت1385 ساعت: 4:41

 توسط:مدیریت Spiderblog

 

خوبه عالیه بسیار عالیه...
اسپایدربلاگ از شما پشتیبانی کرده...
لطفا به آرزو قربانیان نیز این خبر را برسانید...
موفق باشی دوست من.
ساعت 3:40 نصف شب.

خيلي ممنون از پشتيبانيتون،آرزو خانومم ديگه تاحالا با خبر شده ،راستي ساعتت يك ساعت  عقب‌تر از ساعت ثبت نظر است.

_______________________________________________________________

 

جمعه 22 ارديبهشت1385 ساعت: 16:45

 توسط:سمیرا

 

سلام حالت خوبه؟
بازم آودم چرا از داستان جدیدت خبری نیست؟ اولی که خیلی قشنگ بود مخصوصآ قسمت برگشت اما_دو و فاش شدن راز من منتظر داستان بعدیت هستم قربانت بای

سلام من خوبم تو چطوري؟

داستان جديدم تو راه فقط لطفا يكمي ديگه صبر كنيد.

_______________________________________________________________

 

شنبه 23 ارديبهشت1385 ساعت: 18:33

 توسط:مینا

 

سلام
ممنونم از نظری که تو وبلاگم داده بودید
باشه من حاظرم که لینک به لینک کنیم

اولأ نظر وظيفه همس كه بگذارن اما بعضي‌ها يادشون ميره.پس قابلي نداره

دومأ لينكتون رو انداختم از نظر اون ناراحت نباشيد مي‌‌توني ببيني.

سومأ از اول،دوم،سوم كردن ما ناراحت شو ما.... اصلا ولش كن.

 

_______________________________________________________________

 

يکشنبه 24 ارديبهشت1385 ساعت: 6:15

 توسط:مدیریت Spiderblog

 

 با تشکر از شما دوست عزیز
 وبلاگت و قسمت لینک دوستان نیز ثبت شد

خيلي خيلي از شما دوست عزيز به خاطر اينهمه لطف كه به ما دارين متشكرم.

 

_______________________________________________________________

 

دوشنبه 25 ارديبهشت1385 ساعت: 7:14

 توسط:مینا

 

سسسسسسسسسسسلللللللللللااااااااااااممممممممممممممممم
خوبی؟
ممنونم که به من سر می زیند بازم بیاین.

بازم سلام،چيه لكنت گرفتي درست بنويس (شوخي كردم خيليم باحال بود تازه دلمم بخواد)

 بعدش وظيفس سر زدن به شما دوستان من به همتون تا جايي كه بتونم سر ميزنم.بازم ميام

_______________________________________________________________

  

سه شنبه 26 ارديبهشت1385 ساعت: 23:32

 توسط:مینا

 

سلام
اهههههههههههههههههههه
اینا دیگه چیه بابا عکس قحطی بود
؟
وای وای واییییییییییییییییییییییییییییییی

بازم كه لكنت گرفتي(به پرانتز بالا مراجعه كنيد) جواب اين سوالتم قبلا دادم اگه بهترشو در نظر دارين شما بگين من همه جور عكس دارم تا بگذارم.

_______________________________________________________________

 

سه شنبه 26 ارديبهشت1385 ساعت: 23:57

 توسط:سمیرا

 

سلام
میبینم که از بیوفایی ناراحتی اشکال نداره دنیا همینه بجاش ما هواتو داریم اگه هوای مارو داشته باشی تازه بیوفا هم نیستیم منتظر بقیه پایانه هستم.
وفادار به تو سمیرا

خيلي متشكرم از وفاداري شما اما كيه كه از بيوفايي ناراحت نباشه ، بعدش با حرف زدن كه نميشه وفاداري رو ثابت كرد ناراحت نشيد اما من راستش خيلي دلم از بيوفايي كه به من كردن پره نگاه نكنيد به راحتي با شما شوخي مي‌كنم و راحت مينويسم اما اين دل ما پر از وصله و پينه است. ولي من به همه شما اعتماد دارم دوستان.(همه شما را دوست دارم)

_______________________________________________________________

 

چهارشنبه 27 ارديبهشت1385 ساعت: 1:39

 توسط:مینا

 

سلام
بابا اینو پاکش کن اهههههههههههههههه
حالمونو به هم زدی

چشم اينم پاك ميكنيم، حالا خيال شما راحت ميشه ؟

_______________________________________________________________

 

چهارشنبه 27 ارديبهشت1385 ساعت: 11:50

 توسط:آرمان قادری

 

سلام.ممنون از اینکه به وبلاگ بنده سر زدید و نظر دادید.
شما می تونید با ذکر منبع و اشاره به وبلاگ آرمان پاتر از این مطلب استفاده کنید.

سر زدن و نظر دادن كه ديگه تشكر نداره بابا مارو خجالت نده

بعد در باره استفاده از مطالب وبلاگ شما مطمعن باشيد كه حتما ميگم منبعش كجاست هرچي باشه من از دزديدن مطالب ديگران متنفرم،چون يه بار كه داستانامو دزديدن به اندازه كافي از دست اين آدما ضربه خوردم،دوست ندارم براي كسي ديگه اين مشكلو من درست كنم.راستي جواب سوال منو ندادي كه ازت پرسيدم.

_______________________________________________________________

 

پنجشنبه 28 ارديبهشت1385 ساعت: 13:59

 توسط:سمیرا

 

سلام
من منتظرت هستم برای همیشه اما
سعی کن بتونی آپ کنی.

به دنبال تو می گردم
تو ای تنها ترین سردار فتح قلب ویرانم
تو ای شهزاده ی خوشبخت کاخ حسرت جانم
تو ای زیباترین پروانه ی بی تاب شمع قلب سوزانم
به دنبال تو می گردم
که شاید چشم هایم را به چشمانت بدوزم
تا نگاه خواهش دل را عیان سازم
که شاید دست هایم را به دامانت بیاویزم
و عشق خویش را با یک صدای لرزش ماتم بیان سازم
به دنبال تو می گردم
که قدری از حصار این جهان بیرون رویم
و ساغری از باده ی آتش به کام یکدگر ریزیم
که قدری از فراز عشق بالاتر رویم
و درد را غم زار دل سازیم
که قدری محو در چشمان هم باشیم...

خيلي ممنون از شعر زيباتون،

چشم من سعي ميكنم كه زود به زود آپ كنم تا شما رو منتظر  نذارم چون خودم زياد اهل انتظار نيستم.

_______________________________________________________________

 

 

جمعه 29 ارديبهشت1385 ساعت: 1:40

 توسط:مینا

 

سلام
خوب شد یه چیزی نوشتی وگر نه میو مدم دوباره می نوشتم که عکسرو عوضش کن.
بابا قالبتم عوض کن ادم مورمورش می شه
ممنون
یا حق

بابا تو كه هردفعه به يه چيز گير ميدي،اما اشكال نداره من از انتقاد و منتقد خيلي خوشم مياد پس هرچي مي‌توني از اين وبلاگ انتقاد كن بدون محدوديت حتي از منم انتقاد كن كه چرا اينقدر يه بند حرف ميزنم،انتقاد از داستانا رو يادت نره من مخصوصا چندتا سوتي خفن توش نوشتم تا ببينم شما كه داستانامو مي‌خونيد انتقاد مي‌كنيد يا زير سيبيلي رد مي‌كنيد.

حق نگهدارت.

_______________________________________________________________

 

يکشنبه 31 ارديبهشت1385 ساعت: 8:5

 توسط:مدیریت Spiderblog

 

وبلاگ جدید اسپایدربلاگ...
حتما سر بزن
می خوام یه تبلیغات اساسی از تو داشته باشم...
تا 27 خرداد خداحافظ

صد در صد به وبلاگ جديد سر ميزنم،و از شما به خاطر تبليغات متشكرم.ولي ايكاش زودتر از 27 خرداد دوباره به ما سر بزني

_______________________________________________________________

 

يکشنبه 31 ارديبهشت1385 ساعت: 17:13

 توسط:مریم

 

عکس بهتر ازاین پیدا نکردی؟

چشم مريم خانوم عوضش ميكنم اما بگذارين اول ورود شما رو به جمع دوستان خوشامد بگم من منتظر انتقادات بعدي شما هستم.بازم به ما سر بزن با تشكر

_______________________________________________________________

 

سه شنبه 2 خرداد1385 ساعت: 11:58

 توسط:رویا

 

بسیار خوبه ولی اگه بتونی یه ذره بیشتر به خواننده نزدیکش کنی بهتره
ولی در کل عالیه منم یک دوستم

 به روي چشم به خواننده‌ام نزديكترش مي‌كنم اما چه طوري شما منو راهنمايي كنيد و در راه اين راهنمايي از هيچ انتقادي نگذريد.

راستي ورود شما به جمع دوستان را تبريك مي‌گم،معلومه كه شما هم يه دوستيد اونم از مدل بهترينش چون همه دوستان ما خوبن شمام يكي از اينا بازم به ما سر بزنيد با تشكر.

_______________________________________________________________

 

شنبه 6 خرداد1385 ساعت: 14:29

 توسط:آرزو قربان پور

 

من واقعا از صمیم قلب معذرت می خوام من نبودم لطف شما رو نسبت به وبم ببینم واقعا ببخشید .... خیلی خیلی ممنون ....
دیگه نمی دونم چی بگم
....

با سلام بعد از دوري فراوان.

بابا اين حرفا چيه كه ميزنيد شما بيشتر از اينا به گردن ما حق داريد.حيف اون قلب نيست كه بخواد ازش معذرت خواهي بياد بيرون،برعكس من بايد از شما معذرت بخوام كه تو نظرات اينهمه پر چونگي كردم.راستش اينهمه پر چونگي بخاطر اين بود كه خواستم شما رو از ناراحتي در بيارم ولي همش حقيقت قلبم بود كه براي شما بازگو كردم.

بعدش من نميدونم چطوري براي شما بگم وقتي اسم شمارو تو نظرات ديدم چه حالي شدم از خودم بيخودشدم من واقعا از اينكه شما به من سر زديد خيلي خيلي خيلي....خوشحالم.

_______________________________________________________________

 

شنبه 6 خرداد1385 ساعت: 14:46

 توسط:آرزو قربان پور

 

راستی در مورد سوالت باید بگم که شاید چون قلب ها گاهی باید چیز هایی یاد بگیرند شاید باید قلبی بشکنه تا قلب سالم معنا پیدا کنه ... شاید ....

شما درست ميگيد اما ايكاش فقط مي‌شد با شكستن يه قلب همه قلبا معني سالم بودنو پيدا كنند نه با شكستن همه قلبا براي به وجود آمدن يه قلب سالم .

جمله شما خيلي قشنگ بود و  تاثير خاثي روي من گذاشت حيف كه ما از اين جمله‌ها بلد نيستيم كه براي شما بنويسيم.

خوب شد يادم افتاد من خودمو هميشه به اسم لرد ولدمورت به شما معرفي كرده‌ام اما حالا كه به شما اعتماد كردم مي‌خوام بدوني اسم واقعي من _ وحيد رضايي _است راستش من بعد از چند سال براي اولين بار دوباره دارم به يه نفر اعتماد مي‌كنم....

 

  _______________________________________________________

 

 

چهارشنبه 10 خرداد1385 ساعت: 14:42

 توسط:فرهاد

سلام جیگر بابا.
چطوری. یه چیز رو واقعا از صمیم قلب میخوام بهت بگم. اون سوسکی که تو مطلب پایینی برات گذاشتم خیلی خیلی خیلی خیلی شبیه خودته. حالا امیدوارم که سوسکها ناراحت نشده باشن.
دمت گرم به خدا
خداحافظ

 نترس شير فرهاد سوسكات ناراحت نشدن.خيالت راحت شد حالا برو لالا كن كوچولو.

 بيا به بچه رو ميدي پررو ميشه.خوب حالا يه بار به روش خنديديم.

(اين فرهاد دوست قديمي ماست باهم زياد از اين شوخيا مي‌كنميم )

 

 

________________________________________________________

 

 

 

 پنجشنبه 11 خرداد1385 ساعت: 20:27

 توسط:اواز وحشت شیطان

سلام من شما لینک کردم ولدمورت عزیز همونطوری که خواستی

خيلي ممنون منم شمارو لينك كردم.بازم به ما سر بزن

 

 

________________________________________________________

 

شنبه 13 خرداد1385 ساعت: 12:16

توسط:لوپين

 

سلام.
هنوز فرصت نكردم نوشته‌هاي شما رو بخونم. ولي مي‌خواين براي تايپ كتاب‌هاي سرزمين اشباح كمك كنين؟ خوب، ما فعلاً كتاب دخمه‌ي خونين رو تايپ مي‌كنيم. تا فصل 6 هم تايپ شده. البته بعد از امتحانا كار سرعت بيشتري مي‌گيره. شما هم از فصل ده به بعد رو تا هرجا كه دوست داشتين تايپ كنين. (يه فصل يا بيشتر...) فقط، گفتين كه كتاب‌ها رو ندارين؟ من هم ندارم! از روي فصل‌هاي اسكن شده توسط تام مارولو رايدل تايپ مي‌كنم. آدرس اين اسكن شده‌ها تو وبلاگم هست. (از سايت دنياي جادوگري كپي زدم...)
به هر حال، اگه موافق بودين، كار رو شروع كنين. يه لطفي هم بكنين و فصل‌هاي تايپ شده رو به آدرس ميلم بفرستين.
خيلي خيلي ممنونم!
قربانت
لوپين.

عليك سلام.

اشكال نداره خودت ضرر مي‌كني اگه نخوني.من تايپو شروع كردم به همون شكلي كه بهت خبر دادم.قابل شمارو نداشت اگه يه نويسنده به نوشتن كتابا كمك نكنه به چه درد مي‌خوره.

 

 

________________________________________________________

 

 شنبه 13 خرداد1385 ساعت: 16:14

 توسط:من تو او ما شما آنها ایشان

 

سلام
بابا بی خیال خیلی به خودت و این آرزو ناز می کنیا
چیه نکنه قرار مداری بین شماست بچه یزره مرد باش نیفت دنبال این چیزا

سلام به معلم ادبيات.

 به خدا بايد به شما انتقاد كردنو ياد داد يادم باشه واسه شما يه دوره خصوصي ذارم.

بعدش از من مي‌خواي انتقاد كني بكن ولي حق نداري به خواننده‌هاي وبلاگ من توهين كني.هيچ چيزيم بين منو آرزو خانوم نبست اگرم باشه به تو ربطي نداره.

تازه من مردم به اندازه هيكلت باور نمي‌كني ...........حيف كه مي‌گن غير اخلاقيه وگرنه.

 

 

________________________________________________________

 

شنبه 13 خرداد1385 ساعت: 19:39

 توسط:مانی

 

با سلام به شما دوست عزیز منئ شما رو لینک کردم منو با همون جک ازاد لینک کن موفق باشی

متشكرم دوست من منم شمارو لينك كردم با همون جك آزاد .بازم بيا

 

_______________________________________________________________

  

دوشنبه 15 خرداد1385 ساعت: 16:27

 توسط:صمد بوقی(سارا)

 

بــــــــــــــــــــــــه سلام چطوری یا نه؟
ای ول خون خوردی خوب منم خوردم مزش خوبه مخصوصا اگه مخصوص باشه....خون خوار عزیز من با تبادل لینک موافقم ولی تا جمعه نمی تونم لینک بدم به دلیل آزمون کبیر(تیزهوشان)
مرسی که سر زدی فعلا :بای:

من خوبم تو چطوري؟

حرف از خون مخصوص نزن كه آب از لبو لوچم آويزون ميشه.

اشكال نداره تو هفته بعد لينك منو بذار اما من لينكتو گذاشتم.

با آرزوي موفقيت براي شما در آزمون كبيرتون.(از طرف همه دوستان)

 

_______________________________________________________________

 

دوشنبه 15 خرداد1385 ساعت: 18:9

 توسط:لوپين

 

سلام.
خوبي، سلامتي؟ شكر خدا.
مي‌گم برنامه‌اي كه استفاده مي‌كنين چيه؟ من از
WinRAR استفاده مي‌كنم، هيچ مشكلي هم نداره.... نمي‌دونم. اگه اسم برنامه‌ي مورد استفاده‌تون رو بگين، كمكتون مي‌كنم. فقط، اشكال نداره! اگه اينا رو هم نتونستين باز كنين، خودم پي دي اف آپلود مي‌كنم بهتون لينك مي‌دم. كاري ندارين؟
لطفاً پاسخ رو تو سايت جادوگري بدين.
فقط، وبلاگ شملا در رابطه با سبك علمي-تخيلي هست، آره؟ اگه اين طوره من چندتا سوال دارم در رابطه با اين سبك، مي‌خوام بپرسم، چه كسي بهتر از شما؟ (خوب هندونه‌اي بود، نه؟ - شوخي كردم!)
بعد، اين پرنده‌هاي تو وبلاگ هم عاليه. كدشو از كجا گير آوردين؟
خداحافظ!
به شدت منتظر جوابتون هستم.

بابا صبر كن بگم خوبم،بعد شكر كن شايد حالم بد بود بازم شكر مي‌كني؟

متشكر از راهنمايي؛استفاده كردم و نتيجه داد .جوابتم كه تو  سايت جادوگري دادم.

اگه از اين پرنده‌ها خوشت اومده كدشو ميندازم تو وبلاگ بيا دانلود كن.

 

 

_______________________________________________________________

 

سه شنبه 16 خرداد1385 ساعت: 2:9

 توسط:مجتبی.م

 

سلام
××××
ممنون از حضور دلگرم کننده ی شما و ممنون از نظر لطفت
________________
موفق باشی / یاعلی

قابل شمارو نداشت نظر وظيفه همه ماست.

راستي قضيه اين ضربدرها چيه.

 

 

_______________________________________________________________

 

سه شنبه 16 خرداد1385 ساعت: 2:9

 توسط:مجتبی.م

 

لینک و لوگوی شما را هم در صفحه ی لینک ها قرار دادم
مطلبت هم قشنگ بود
زنده باشی

لينك شمام تو قسمت پيونداي من هست يه نگاه بندازي معلومه.

مطالب شمام قشنگه قبلام گفته بودم

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط لرد ولدمورت | موضوع: | لینک ثابت |
اما_دو شنبه بیستم خرداد 1385 14:23
واقعا آدم لذت ميبره وقتي ميبينه حتي روبوت ميتونه زيبايي رو درك كنه (به اين ميگن عظمت خدا مگه نه آقا فرهاد؟؟؟)www.mvna.blogfa.com

 

نوشته شده توسط لرد ولدمورت | موضوع: | لینک ثابت |
سگ طوفان شنبه بیستم خرداد 1385 13:13
اينم عكس سگ طوفان براي داستان اول.چطوره آقا فرهاد؟؟؟

نوشته شده توسط لرد ولدمورت | موضوع: | لینک ثابت |
حکایت مجنون شنبه بیستم خرداد 1385 13:5

اگه به يه عاشق درباره معشوقش گير بدید اينو جواب مي‌گيريد 

 

بــه مــجنون گــفت روزي عــيبجويي

كــه پــيدا كـن بـه از ليـلي نــكويي

كه ليلي گرچه در چشم تو حوريست

به هر جزوي ز حسن او قصوريست

ز حــرف عــيبجو مــجنون بــر آشـفت

در آن آشفتگي خندان شد و گفت

اگــــر در ديـــده مــــجنون نشــــيني

بــــغير از خـــوبي ليـــلي نــــبيني

تو كي داني كه ليلي چون نكوييست

كزو‌ چشمت‌همين‌بر‌ زلف‌و‌‌ روييست

تــو قــد بــيني و مــجنون جــلوه نــاز

تــو چشــم و او نگــاه نــاوك انــداز

تــو مــو بــيني و مــجنون پـيچش مو

تـــو ابــــرو او اشـــارتـــهاي ابــــرو

دل مــجنون ز شكــر خنده خـونست

تــو لب بيني و دندان كه چونست

كسـي كـاو را تو ليــلي كـرده‌اي نام

نه آن ليلي است كز من برده آرام

اگــر مــي‌بود ليــلي بـد نــمي‌ بــود

تـــرا رد كـــردن او حـــد نـــمي‌بود

_________________________________________________________

پس در نتيجه ديگه به يه عاشق واقعي نبايد گير داد.

نوشته شده توسط لرد ولدمورت | موضوع: | لینک ثابت |
یه دعا برای بچه های عاشق پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 17:33

اينم يه شعر براي دوستان عاشق

 

الهـــــــــي ســـينه‌اي ده آتش افـــــروز

                                                  در آن سينه دلي وان دل همه سوز 

هر آن دل را كه سوزي نيست،دل نيست

دل افسرده غير از آب و گل نيست 

دلم پـــر شـعله گردان،ســـينه پــر دود

زبـانم كـن بــه گــفتن آتــش آلود 

بــه ســــــــــوزي ده كـلامم را روايــي

كــز آن گـرمي كند آتش گـدايــي 

دلم را داغ عشــقي بــر جـــبين نـــــه

زبــــانم را بـــــياني آتشــــين ده 

ســــخن كـــز ســوز دل تـــابي نــدارد

چكـــد گـــر آب ازو،آبـــي نـــدارد 

دلي افســـرده دارم ســخت بـــي نور

چــراغـي زو بـغايت روشـني دور 

بـــــــده گـــــرمي دل افســـــرده‌ام را

فـــروزان كــن چــراغ مـــرده‌ام را 

نــــــــدارد راه فــــــكرم روشــــــنايــي

ز لطـــفت پـــرتوي دارم گـــدايي 

اگــــر لطـــف تو نـــبود پــــر تو انــــداز

كـــجا فكــر و كــجا گـــنجينه راز 

ز گـــــنج راز در هــــر كــــنج ســــينه

نـــهاده خـــازن تـــو صـد دفـــينه 

ولــي لطـف تو گــر نــبود،به صـد رنـج

پشــيزي كس نيابد ز آنهمه گنج 

چــو در هــر كــنج،صـد گــنجينه داري

نــمي‌خواهم كه نـوميدم گذاري 

بــــراه ايــــن امــــيد پــــيچ در پــــيچ

                                                                  مـرا لطـف تـو مي‌بايد،دگـر هـيچ 

 

 

عاشقا نظر یادتون نره من تازه اومدم بازم از این جور چیزا زیاد دارم

 

نوشته شده توسط لرد ولدمورت | موضوع: | لینک ثابت |