تبليغاتX
به نام او که بزرگ داستان آفرین بی همتاست
استفاده از عدد پی در ساخت تخت جمشید چهارشنبه سی ام مرداد 1387 15:49
مهندسان هخامنشي راز استفاده از عدد پي (۱۴/۳ ) را دو هزار و 500 سال پيش كشف كرده بودند. آنها در ساخت سازه هاي سنگي و ستون هاي مجموعه تخت جمشيد كه داراي اشكال مخروطي است، از اين عدد استفاده مي كردند.

عدد پي( ۳.۱۴)در علم رياضيات از مجموعه اعداد طبيعي محسوب مي شود. اين عدد از تقسيم محيط دايره بر قطر آن به دست مي آيد. كشف عدد پي جزو مهمترين كشفيات در رياضيات است. كارشناسان رياضي هنوز نتوانسته اند زمان مشخصي براي شروع استفاده از اين عدد پيش بيني كنند. عده زيادي، مصريان و برخي ديگر، يونانيان باستان را كاشفان اين عدد مي دانستند اما بررسي هاي جديد نشان مي دهد هخامنشيان هم با اين عدد آشنا بودند.

«عبدالعظيم شاه كرمي» متخصص سازه و ژئوفيزيك و مسئول بررسي هاي مهندسي در مجموعه تخت جمشيد در اين باره،‌ گفت: «بررسي هاي كارشناسي كه روي سازه هاي تخت جمشيد به ويژه روي ستون هاي تخت جمشيد و اشكال مخروطي انجام گرفته؛ نشان مي دهد كه هخامنشيان دو هزار و 500 سال پيش از دانشمندان رياضي دان استفاده مي كردند كه به خوبي با رياضيات محض و مهندسي آشنا بودند. آنان براي ساخت حجم هاي مخروطي راز عدد پي را شناسايي كرده بودند.»

دقت و ظرافت در ساخت ستون هاي دايره اي تخت جمشيد نشان مي دهد كه مهندسان اين سازه عدد پي را تا چندين رقم اعشار محاسبه كرده بودند. شاه كرمي در اين باره گفت: «مهندسان هخامنشي ابتدا مقاطع دايره اي را به چندين بخش مساوي تقسيم مي كردند. سپس در داخل هر قسمت تقسيم شده، هلالي مع*** را رسم مي كردند. اين كار آنها را قادر مي ساخت كه مقاطع بسيار دقيق ستون هاي دايره اي را به دست بياورند. محاسبات اخير، مهندسان سازه تخت جمشيد را در محاسبه ارتفاع ستون ها، نحوه ساخت آنها،‌ فشاري كه بايد ستون ها تحمل كنند و توزيع تنش در مقاطع ستون ها ياري مي كرد. اين مهندسان براي به دست آوردن مقاطع دقيق ستون ها مجبور بودند عدد پي را تا چند رقم اعشار محاسبه كنند.»

هم اكنون دانشمندان در بزرگ ترين مراكز علمي و مهندسي جهان چون «ناسا» براي ساخت فضاپيماها و استفاده از اشكال مخروطي توانسته اند عدد پي را تا چند صد رقم اعشار حساب كنند. بر اساس متون تاريخ و رياضيات نخستين كسي كه توانست به طور دقيق عدد پي را محاسبه كند، «غياث الدين محمد كاشاني» بود. اين دانشمند ايراني عدد پي را تا چند رقم اعشاري محاسبه كرد. پس از او دانشمنداني چون پاسكال به محاسبه دقيق تر اين عدد پرداختند. هم اكنون دانشمندان با استفاده از رايانه هاي بسيار پيشرفته به محاسبه اين عدد مي پردازند.

شاه كرمي با اشاره به اين موضوع كه در بخش هاي مختلف سازه تخت جمشيد، مقاطع مخروطي شامل دايره، بيضي، و سهمي ديده مي شود، گفت: «به دست آوردن مساحت، محيط و ساخت سازه هايي با اين اشكال هندسي بدون شناسايي راز عدد پي و طرز استفاده از آن غيرممكن است.»

داريوش هخامنشي بنيان گذار تخت جمشيد در سال 521 پيش از ميلاد دستور ساخت تخت جمشيد را مي دهد و تا سال 486 بسياري از بناهاي تخت جمشيد را طرح ريزي يا بنيان گذاري مي كند. اين مجموعه باستاني شامل حصارها، كاخ ها،‌ بخش هاي خدماتي و مس***ي، نظام هاي مختلف آبرساني و بخش هاي مختلف ديگري است.

مجموعه تخت جمشيد مهمترين پايتخت مقاومت هخامنشي در استان فارس و در نزديكي شهر شيراز جاي گرفته است

منبع : بزرگترين سايت تاريخي ايران و جهان

www.DERAFSH.ir

نوشته شده توسط لرد ولدمورت | موضوع: | لینک ثابت |
ما ایرانیها جمعه بیست و یکم تیر 1387 17:55

در تصاویر حكاكی شده بر سنگ های تخت جمشید هیچكس عصبانی نیست.

 هیچكس سوار بر اسب نیست. هیچكس را در حال تعظیم نمی بینید.

 هیچكس سر افكنده و شكست خورده نیست .

هیچ قومی بر قوم دیگر برتر نیست و هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد .

 از افتخارهای ایرانیان این است كه

 هیچ گاه برده داری در ایران مرسوم نبوده است.

 در بین صدها پیكره ی تراشیده شده بر سنگهای تخت جمشید،

 حتی یك تصویر برهنه و عریان وجود ندارد!


دست هایی که کمک میکنند مقدس تر از لب هائی هستند که دعا

میخوانند.

"کوروش بزرگ"

نوشته شده توسط لرد ولدمورت | موضوع: | لینک ثابت |
سوالات و کلید جوابهای کنکور1387 پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 18:14
خوب دیگه مثل اینکه جو کنکور همه رو گرفته به خاطر همین من تو این موقعیت حساس این مطلب رو مقدم تر دونستم که برای هم وطن های عزیزم از سایت سنجش بزارم

داوطلبان گرامي!
ضمن آرزوي توفيق براي داوطلبان شركت‌كننده در آزمون سراسري سال 1387 ، به منظور دسترسي هرچه سريعتر داوطلبان به سؤالات گروههاي آزمايشي علوم رياضي و فني،‌علوم تجربي، علوم انساني، هنر و زبانهاي خارجي ، به اطلاع مي‌رساند، سؤالات هريك از گروههاي آزمايشي به شرح ذيل در سايت سازمان نصب و در دسترس داوطلبان عزيز قرار مي گيرد.

- گروه آزمايشي علوم رياضي و فني ساعت: ساعت 12:15 روز پنج شنبه 6/4/87

- گروه آزمايشي هنر: ساعت 30/19 پنج شنبه 6/4/87

- گروه آزمايشي علوم تجربي: ساعت 12 روز جمعه 7/4/87

- گروه آزمايشي زبانهاي خارجي: ساعت 30/19 روز جمعه 7/4/87

- گروه آزمايشي علوم انساني: ساعت 12 روز شنبه 8/4/87

داوطلبان اقلیت های مذهبی برای مشاهده کلید درس معارف خود اینجا را کلیک نمایید.
تذکر بسيار مهم!
ذکر اين نکته ضروري است که کليدي که بر روي سايت قرار خواهد گرفت ، کليد اوليه مي باشد. در روزهاي آينده کليد نهايي که پاسخنامه داوطلبان بر اساس آن تصحيح خواهد شد از طريق سايت سازمان سنجش منتشر مي گردد.

داوطلبان گرامي فايلهاي دفترچه با فرمت pdf مي باشد و بايد براي مشاهده آن از نرم افزار Acrobat Reader استفاده نماييد (داوطلبان می توانند در صورت تمایل با کلیک سمت راست بر روی دفترچه مورد نظر خود و انتخاب Save Target As فایل را بر روی دستگاه خود ذخیره نموده و با نرم افزار Acrobat Readerاز آن استفاده نمایند )
دفترچه اختصاصي دفترچه عمومي
  • سئوالات گروه آزمايشي رياضي و فني سال 1387

  • کليد سئوالات گروه آزمايشي رياضي و فني سال 1387 - ( پاسخنامه دفترچه سوالات عمومي ):::::::(پاسخنامه دفترچه سوالات اختصاصي )
    دفترچه اختصاصي شماره دو دفترچه اختصاصي شماره یک دفترچه عمومي

  • سئوالات گروه آزمايشي هنر سال 1387

  • کليد سئوالات گروه آزمايشي هنر سال 1387
    دفترچه اختصاصي شماره دو دفترچه اختصاصي شماره یک دفترچه عمومي

  • سئوالات گروه آزمايشي علوم تجربي سال 1387

  • کليد سئوالات گروه آزمايشي علوم تجربي سال 1387 - ( پاسخنامه دفترچه سوالات عمومي ):::::::(پاسخنامه دفترچه سوالات اختصاصي )
    دفترچه اختصاصي دفترچه عمومي

  • سئوالات گروه آزمايشي زبان سال 1387 

  • کليد اوليه سئوالات گروه آزمايشي زبان سال 1387
    دفترچه اختصاصي شماره سه دفترچه اختصاصي شماره دو دفترچه اختصاصي شماره یک دفترچه عمومي

  • سئوالات گروه آزمايشي علوم انساني سال 1387

  • کليد سئوالات گروه آزمايشي علوم انساني سال 1387 - ( پاسخنامه دفترچه سوالات عمومي ):::::::(پاسخنامه دفترچه سوالات اختصاصي )


    نوشته شده توسط لرد ولدمورت | موضوع: | لینک ثابت |
    نگاهي به رماني تاريخي (نوشته هاي آريوبرزن) دوشنبه دهم تیر 1387 17:59
    کتاب درگذر از دیباچه و یادداشت برگرداننده دارای هفت بخش است. شش بخش نخست داستان کورش است از زایش تا مرگ. کورشِ هارولد لمب شاهزاده ای است که پدرش بر مردمانی نیمه‌کوچنشین فرمان می‌راند و گو با زایش این پسر است که قبیله‌های پارسی به شهریگری روی‌می‌اورند. پارسیان در این داستان دیرزمانی ینست که به پارس کوچیده‌اند. بومیان پارس کاسپیان آرام و کشاورز انگاشته‌شده‌اند که تازیان تازه‌کوچیده به آنان فرمان‌می‌رانند و این دو تیره چندان از هم خوششان نمی‌اید. کاسپی‌های این داستان سیه‌چُرده‌اند و در خانه‌های گلی می‌زیند. جنگجو نیستند و دُزدان زبردستیند و پارسیان به آنان پروانه درونشُد به پاسارگاد را نمی‌دهند. دانسته نیست که چرا نگارنده کاسپیان را به جای بومیان انگاشتی پیشاآریایی در داستان خود نشانده است. شاید چون هم آن اندازه نامدار بوده‌اند که نام دریای مازندران را در زبان‌های اروپایی به نام ایشان می‌شناسند و با این همه آگاهی‌های تاریخی درباره این مردمان باستانی همچنان اندک است. به هر روی نیاز می‌بینم که در اینباره چند نکته‌ای را یاداور شوم؛نخست اینکه آریاییان از جایی به ایران کوچیده‌باشند هنوز هم یک انگاره (=فرض) است. (نویسنده ایران‌ویج یا سرزمین آغازین آریایین را جایی در نزدیکی بلخ انگاشته است.) دوم اینکه اگر کوچی هم در کار بوده باز هستی بومیانی در فلات ایران نیز تنها یک انگاره است. سوم اینکه نژاد و خاستگاه این کاسپی‌ها یا کاسی‌ها یا کاشی‌ها -که گویا زمانی در کناره دریای مازندران می‌زیسته‌اند و جز نام این دریاچه و نام شهرهایی چون قزوین و کاشان و چند جای دیگر را نیز همریشه با نام آنان دانسته‌اند- نیز آشکار نیست. در گویش گیلکی به کسی که چشمانی به رنگ روشن داشته باشد کاس می‌گویند و برخی این نام را اشاره به این مردمان می‌دانند. چهارم اینکه بیشتر آنها که به بودن بومیانی در فلات ایران پیش از آمدن آریاییان باور دارند آنها را همپیوند با مردمان دراویدی -که امروزه بیشتر در جنوب هندوستان می‌زیند- و یا عیلامی‌ها می دانند و به هر روی چسباندن کاسپی‌ها به بومیان ایران را از سوی نویسنده را دست کم من جایی به یاد ندارم که خوانده یا شنیده باشم. از اینکه بگذریم شخصیت پردازی نویسنده از کورش نغز و خواندنی است و گویا او از نوشته های کهن یونانیان درباره پرورش کودکان پارسیان بهره ها برده است. کمبوجیه پدر کورش در این داستان شاه بزرگی نیست. وی باجگذار ایشتوویگو-یا آنچنان که در کتاب آمده ازدهاک-واپسین شاه ماد است. مادر کورش در این داستان بر سر زا می میرد و ماندانا یا ماندانه نه دختر ایشتوویگو و همسر کمبوجیه که همسر شاه ماد و دختر پادشاه بابل است. وی کورش را پشتیبانی می کند و او را چون پسر خود می داند. این یکی از چند نمونه ای است که نویسنده گویا برای خواندنی تر شدن داستانش به تاریخ پشت می کند و به تخیل خود می پردازد. کورش ِ داستان به ویژه در جوانی زودخشم‌است و از روزگار کودکی گاه از برای این ویژگی بد کسانی را ناکار می‌کند. یا گاه کسانی را برهنه در قفس شیران درنده می‌اندازد. راهنمای او بیشتر فره‌وشی اوست. او چندان حوصله کشورداری ندارد و انگیزانندگان او برای کامیابی‌هایش به جز فره‌وشیش ،مادرخوانده‌اش ماندانه،پیشکارش،همسرش کاساندان و وزیر پادشاه ماد هارپاک یا به گفته کتاب هارپیگ است. این هارپاک هم نا آنچنان که تاریخ می‌گوید مادی،بلکه ارمنی‌است و پسرش نیز نه به دستور ایشتوویگو بلکه از برای زرپرستی خودش به دست سکاها کشته می‌شود در این داستان زرتشت همزمان با کورش می‌زید اگرچه این دو هرگز همدیگر را نمی بینند. نویسنده می‌کوش تا تاریخ را با اسطوره پیوند دهد. نویسنده می کوشد تا تاریخ را با اسطوره پیوند دهد،از این رو گشتاسپ استوره‌ای و پُشتیبان زرتشت عموزاده کورش و پدر داریوش بزرگ می‌شود. نویسنده همچنین می‌کوشد که مرگ کورش در نبرد با مس‌سگاها یا ماساژت‌ها را با تاراج گور پادشاه سکایی به دست کورش در سالهای جوانی وی -که این هم البته چیزی جز داستان‌پردازی نویسنده نیست-پیوند دهد هارولد لمب گاه در لابه‌لای داستان به بررسی ریزنگرانه‌ای از زندگی مردمان زیر فرمان و یا همسایه هخامنشیان می‌پردازد و آگاهی‌های سودمندی را در دسترس خواننده می‌گذارد. ولی گاه پَرش‌ها،گُسل‌ها و نقطه‌های تاری در داستان دیده می‌شود که دانسته نیست باید آن را برگردن نویسنده انداخت یا ترجمه‌گر. برای نمونه ابرداد پهلوان مادی روزی به گناه وفاداری به ایشتوویگو به قفس جانوران درنده انداخته‌می‌شود و لی چند سال پس از آن او را زنده می‌بینیم که در جایی دیگر به جنگ با کورش می‌پردازد و کشته می‌شود. همچنین دلبر او پانته‌آ- یا به گفته متن کتاب پانتیا- در کنار پیکر بی‌جان شوهر جان خود را می‌گیرد که هم خودکُشی‌اش به گونه‌ای گُنگ نشان داده می‌شود و هم اینکه از پرداختن به مهرورزی این دو دلداده-که می‌توانست این داستان را خواندنی‌تر کند- خودداری شده‌است در پایان بخش ششم می‌بینیم که مغی سالخورده که از دوره جوانی کورش در داستان دیده می‌شود و رواج‌دهنده کیش زرتشت است بی‌انکه چشمداشتی داشته باشد از آرامگاه کورش پاسداری می‌کند و در پایین آن باغچه‌ای را می‌پروراند و برای کسانی که توان خواندن سنگ‌نبشته آرامگاه او را ندارند آن را چنین می‌خواند: «ای شخص،هر که هستی،بدان این کورش بنیادگذار شاهنشاهی ایران و فرمانروای جهان‌است. این یادگاه او را با حسودی منگر.» در بخش هفتم دیگر داستانی در کار نیست و نویسنده به راستینگی‌ها می‌پردازد هارولد لمب به سرنوشت شاهنشاهی پس از مرگ کورش می‌پردازد و در این راه از نویسندگان و تاریخ‌دانانی چند گواهی می‌آورد. او کورش را می‌ستاید او کورش را می‌ستاید و از کمبوجیه در برابر خرده‌هایی که بر او گرفته‌شده‌است پدافند می‌کند. داریوش را کامل‌کننده آنچه کورش آغاز نمود می‌داند. وی پیدایش کورش را آغاز دوره‌ای به نام دوره آریاییان می‌داند که با شکوفایی ایرانیان و یونانیان همراه است و گُشایش بابل به دست کورش را پایان روزگار چیرگی سامیان می‌خواند. به کوتاهی به دین هخامنشیان می‌پردازد. چگونگی توانایی ناگهانی ایرانیان را در کشورگشایی بررسی می‌کند. آنگاه به برخورد ایران و یونان می‌رسد همچون بسیاری از نویسندگان باخترزمین انصاف را در داوری فراموش نمی‌کند و با دیدی روشن به آن رخداد می‌نگرد. در این راه به شیوه آموزش تاریخ در سرزمین‌های باختری خرده می‌گیرد و بر دروغ‌های تاریخی همچون آن چیزی که چندی پیش در فیلم فانتزی سیصد بدان پرداخته‌‌شد انگشت می‌گذارد و با اندوه یادآور می‌شود که گویا باید سالها بگذرد تا فرنگیان به درودن آنچه به خوردشان داده‌اند باور یابند. او گَرد ناراستی‌های تاریخی را از چهره خشایارشا می‌زداید و خوی نیک او را می‌ستاید و یادآور می‌شود که دولت هخامنشی استوار به کوشش روستاییانش بود و نه چون یونانیان پایدار به رنج بردگان. هارولد لمب به همریشگی ایرانیان با دیگر ملت‌های اروپایی انگشت می‌گذارد و خدمت ایشان را به شکوفایی تمدن جهانی یادآور می‌شود و از یافته‌های گیتاشناسانه آنان تا آموزش پزشکی و هنر هخامنشی و اثرگذاری آن بر جهان باختر یاد می‌کند. او اسکندر را پیرو کورش و دیگر شاهان هخامنشی می‌داند. در پایان از گزنفون و دو کتابش بازگشت یا آنابازیس و پرورش کورش (Cyropeaedia) بهره می‌برد و به دلیل‌های سرنگونی هخامنشیان می‌پردازد و نمونه‌هایی از سنجش میان آغاز و پایان دوره هخامنشی را نشان می‌دهد. جمله پایانی این کتاب گفتاوردی از گزنفون در همین باره است: «فرماندهان امروز دل خوش دارند که افراد تعلیمات ندیده آنان مانند افراد تعلیمات دیده خدمت کنند. در صورتی که هیچ یک از آنان بدون کمک یونانیان نمی‌توانند به میدان جنگ بروند. ایرانیان امروز در دیانت و در وظیفه شناسی نسبت به ملت خود و حقگذاری درباره دیگران و دلاوری در نبرد کمتر از نیاکان خود هستند. هرگاه کسی در این گفته من تردید نماید بهتر است خودش اعمال آنان را بیازماید.»
    نوشته شده توسط لرد ولدمورت | موضوع: | لینک ثابت |